تبليغاتX
تارا آنلاین

تارا آنلاین

نشریه اینترنتی تارا

واقعیت های...

اگر ظلم در نتیجه ی تفاوتها و ناهمواریها در جامعه ای پیدا شد، آن جامعه باقی نمی ماند، هر چند

مردمش به حسب عقیده مسلمان باشند. :«مقدمه تفسیر نهج البلاغه»

+ نوشته شده در  86/08/26ساعت 16:3  توسط دانشجو  | 

راهکار ورود به دانشگاه با ماشین:

امروز یه روش جدید که در 60 تا 70 درصد موارد برای ورود با ماشین به دانشگاه جواب داده رو براتون ینویسم امیدوارم برای شما مفید باشه.

اولین قدم تهیه یه لباس رسمیه، راننده ماشین (که شما باشین) باید حتی الامکان یه لباس رسمی بپوشه (کت و شلوار یا کاپشن سنگین و ...)

دومین مرحله بستگی به ظاهر و قیافه داره ،شما تا میتونید باید خودتون رو موقر نشون بدید.

گام سوم ورود به دانشگاه:

در این مرحله باید کاملا خونسرد وبا قیافه  مغرور  به دانشگاه وارد بشید. شیشه ماشین باید حتما بالا باشه و به هیچوجه به "نگهبان" نگاه نکنید و فقط باید یک بوق بزنید تا نگهبان راه رو باز کنه یادتون باشه سرعتتون باید کاملا طبیعی باشه .

با اقدامات بالا می بینید که به راحتی میشه با ماشین خودتون وارد دانشگاه شید راستی برای برگشتن هم حفظ همون آرامش و غرور و رسمیت لازمه. این کار تا حالا جواب داده . امتحان کنید

+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 13:10  توسط آرمان  | 

بیایید بگوییم نه

حتما برای شما هم پیش اومده که یکی از عناصر حراست به هر دلیلی با شما هم صحبت بشه. هر کسی در دانشگاه حضور اونها رو به خوبی حس می کنه. این موضوع برای شما اصلا تعجب برانگیز نخواهد بود وقتی بدونید حراست دانشگاه با داشتن بیش از 70 نیرو، بیشترین کارمند را در بین کارکنان دانشگاه به خودش اختصاص داده. حالا این سوال برای دانشجویان پیش می آید که این همه لباس آبی برای چه منظوری در دانشگاه حضور دارند؟؟؟ مسئولین دانشگاه از چه چیزی این طور محافظت می کنند؟؟؟ و آیا اصلا حضور لباس آبی ها برای محافظت از چیز خاصی تا این حد گسترده است؟؟

حتما دوستان خبر سرقت از سایت دانشگاه را شنیدند. این موضوع برای من بسیار جالب و در عین حال تعجب برانگیز بود!!. نهادی در دانشگاه با این مقدار نیروی انسانی و امکاناتی که کم و بیش خبرهایی در مورد اون می شنویم نتوانسته مانع سرقت از جایی بشه که اتفاقا مامورین حراست در یک قدمی اون در حال کشیک هستند؟؟؟؟!!

این موضوع دو احتمال را به ذهن متبادر می کند: اول اینکه نیروهای حراست توانایی ممانعت از یک سرقت ساده را ندارند!! و دوم اینکه اصولا وظیفه ای دیگر برای این افراد در دانشگاه قم تعریف شده است!!!! احتمال نخست با سابقه درخشانی که همه دانشجویان دانشگاه قم از لباس آبی ها دارند اصولا منتفی است و اما احتمال دوم که باز به سبب رفتار نیروهای حراست تقویت خواهد شد، منطقی به نظر می رسد.

به نظر من نیروهای حراست برای محافظت از فضای بسته و خفقان موجود در دانشگاه قم به استخدام درآمده اند و وظیفه اصلی این نیروها سرکوب هرگونه دگرخواهی در دانشگاه به هر شکل ممکن آن است، حتی اگر این دگرخواهی قدم زدن در بلوار دانشگاه برای دختران باشد و یا ایستادن در جایی خلاف خواسته آنان برای پسران.  

دوستان حال که آنان با این اعمال خود، در جهت کشتن روح دانشجو هستند، بیاییم با این خواسته آنان تا آنجا که می توانیم مبارزه کنیم و در کمترین تلاش برای دگرخواهی، آنان را برای رسیدن به مقصود ننگینشان به زحمت بیندازیم. به قول دوست خوبم بیایید نه گفتن را بیاموزیم ((نه ،نه ،نه))متشکرم

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 20:22  توسط یاردبستانی  | 

مینی بوس سواری اجباری دختران

 

باز سکوت وباز اتفاقی دیگر.نمی دونم چرا سکوت تنها حرف هستش که به دهان همه ما دانشگاه قمی ها می آید.

مطمئن باشید وضع از این بهتر نخواهد شد تا وقتی که همچین صحنه ای دیدیم اعتراض نکنیم.

هفته قبل وقتی ظهر به سمت پایین می آمدم دیدم که حراست دخترهای دانشگاه را به اجبار سوار مینی بوس میکرد.

 حتی خیلی از دختر هایی که می خواستند به ساختمان مرکزی بروند هم با اجبار مامور حراست سوار ماشین شدند تا این مسیر را با ماشین طی کنند.

تبریک می گویم به مدیر حراست. در مصاحبه ای که چند وقت پیش در وبلاگ تارا بود،نوشته شده بود که هیچ محدودیت جدیدی وجود ندارد وهمه چیز بر طبق مقررات وزارت علوم است.

اما بدانید با اجرای طرح های از این قبیل نمی توانید دانشجو را مجبور به انجام کاری که باب میلش نیست کنید.البته امیدوارم فقط همان یکروز این اتفاق افتاده باشد .

جلوگیری از این کارها فقط پشتوانه دانشجویی می خواهد.پس خواهش می کنم زمانیکه با این صحنه ها مواجه شدید فقط جرات را در نوشته های کلیشه ای شده نداشته باشید و به هر سخنی جواب مثبت ندهید.

زیرا که این یک امتحان است و اگر از آن سر بلند بیرون نیایید مطمئن باشید هیچ نهاد و انجمن قدرتمند دانشجویی هم نمی تواند جلوی آن بایستد.

هیچ کس بیش از خود شما نمی تواند به شما کمک کند.

پس یاد بگیریم بگوییم "نه..."

+ نوشته شده در  86/08/18ساعت 21:44  توسط دانشجو  | 

لزوم آگاه سازی

ورود يار دبستاني به عنوان نماينده دانشجويان همسو با اهداف و فعاليت هايمان را به اين وبلاگ خوشامد مي گويم.

اميد است با حضور فعال تعداد بيشتري از دانشجويان بتوانيم به آرمان هاي خود جامه عمل بپوشانيم.

نكته مهمي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه بسياري از دانشجويان دانشگاه قم از حقوق اوليه و مسلم خود آگاهي چنداني ندارند و حتي از آنچه در وبلاگ ها ميان چند نفر معدود از دانشجويان مبادله مي شود بي اطلاعند. البته عده اي حق خود را جز در ارائه خدماتي چون غذا و سرويس و امثالهم در موارد ديگري جستجو نمي كنند و تمايلي براي پيگيري ساير مطالبات خود ندارند. كه اينگونه افراد حتي در صورت آگاهي از آرمان هاي خفته شان كوچكترين تلاشي براي بيداري آن نخواهند كرد. البته اين گروه اقليت را تشكيل مي دهند. اما گروه ديگري از دانشجويان نياز به آگاه سازي مفصل و بيشتري دارند. از اين رو پيشنهاد من اين است كه در مورد گوشه اي از فعاليت هايي كه در اين راستا انجام مي شود و همچنين به منظور نماياندن محدوديت ها و ممنوعيت هاي غير مجاز براي دانشجويان به آگاه سازي  بيشتري در سطح دانشگاه در قالب تبليغات مختلف و درچارچوب صحیح پرداخته و تعداد بيشتري از دانشجويان را با جهت گيري فعاليت هايمان آشنا سازيم به اميد اينكه با اتحاد اكثريت دانشجويان موانع هر چه سريعتر از پيش رو برداشته شود.

+ نوشته شده در  86/08/15ساعت 21:47  توسط اگزیستنسیالیست  | 

سلام به همه ی یاران دبستانی

سلام به همه ی یاران دبستانی

 

ابتدا لازم می دانم از مدیریت برای پذیرفتن درخواست بنده جهت نویسندگی در وبلاگ تشکر کنم.

دوستان عزیز حضور حقیر به عنوان نماینده نویسندگان وبلاگ یاردبستانی(13آذر) در این وبلاگ به عنوان نویسنده به این منظور صورت گرفت، که احساس کزدیم جامعه ی دانشجویان دانشگاه قم امروز بیش از هر زمان دیگر به همفکری و وحدت کلمه و فعالیت های همسو با یکدیگر نیاز دارند. شرایط کنونی و موج جدید فعالیت های ضد دانشجویی و خلا شدید انجمن ها، تشکل ها و نشریات منتقد دانشجویی امروز بیش از هر زمان دیگر در دانشگاه قم احساس می شود و این وظیفه من و شما دوست دانشجو را سنگین تر می کند.

لذا بنده اعلام می کنم، که از این پس دور جدید همکاری ها بین دو وبلاگ آغاز می شود و همین جا از دیگر دوستان وبلاگنویس برای ملحق شدن به این جمع دعوت به عمل می آورم.

بیایید با هم باشیم و دست در دست هم برای اعتلای آرمان دانشجویی گام برداریم.متشکرم

  

+ نوشته شده در  86/08/14ساعت 20:29  توسط یاردبستانی  | 

ندادن سالن همایش به برنامه های دانشجویی

 

به نظر می رسد هر کس در این دانشگاه می خواهد فعالیت مثبتی کند و گامی در جهت رونق برنامه های فرهنگی داشته باشد،با مشکلات متعدد روبرو می شود.

یکی از این فعالانی که در این مدت زحمت بسیاری در شکوفا سازی و فعال کردن دانشجویان در برنامه های فرهنگی و هنری داشتند آقای منصور فروزش هستند.

ایشان که امسال مسئول شورای هماهنگی کانون ها نیز شده برنا مه های مختلفی برای دانشجویان در نظر گرفته که متاسفانه مثل اینکه هر کس در این دانشگاه بخواهد

قدمی برای دانشجویان بردارد،با محدودیت مواجه می شود.خوشبختانه دانشجویان امسال پررنگ تر در عرصه ی کانون ها می خواهند فعالیت کنند و مسئولین باید پشتوانه ی

فعالیت های مثبت دانشجویی باشند.

اما خبری که امروز به ما رسید حاکی از این بود که سالن همایش در اختیار کانون ها تا آخر آذر ماه قرار نمی گیرد.در تماسی که با روابط عمومی شده و درخواستی از طرف کانون ها

مبنی بر این که سالن آمفی تئاتر یا سالن مفید را دراختیار دانشجویان فعال در کانون ها قرار دهند تا اواخر آذر ماه که تقریبا به امتحانات ترم هم نزدیک می شویم قرار نمی دهند چون این سالن ها رزرو شده ی

بسیج دانشگاه است.

اما این جواب منطقی نیست.مگر می شود دو سالن همایش را حدود سه ماه رزرو دهند.اگر هم بر فرض این اتفاق افتاده باشد کار اشتباهی است و مسئولین باید جوابگو باشند.

همکاری با کانون ها و انجمن های دانشجویی وظیفه ی دانشگاه است و این کارها اصلا به صلاح دانشجو و دانشگاه نخواهد بود.اگر این ماجرا ادامه پیدا کند ،شاید برداشت دیگری از آن شود که شاید بعضی ها می خواهند دانشجویان امسال کمتر در کنار هم باشند.....

در ضمن سرگرم کردن دانشجویان با برنامه های اخیر بسیج هیچ روند مثبتی را دنبال نخواهد کرد.

ما خواهان اجرای برنامه های دانشجویی هستیم.

+ نوشته شده در  86/08/14ساعت 19:46  توسط دانشجو  | 

با من غریبگی نکن!

به نام خدا

امروز داشتم نظراتی رو که رویه پست های مختلف اومده میخوندم گاهی خوشحال می شدم گاهی ناراحت و گاهی واقعا اذیت می شدم  و اون یه چیزی که همیشه منو اذیت میکنه دیدن نظرات افرادیه که همش میخوان انرژی منفی به وبلاگ بدن (که آقا مگه بیکارید ؟ شما که نمیتونید کاری بکنید و...). البته اینجور آدما دو نوعند یه دسته مغرضند و یه دسته واقعا اعتقادی به آینده و تحولات ندارند من با دسته اول کاری ندارم چون اصلا ارزشش رو نداره که در موردشون صحبت کنم اما دسته دوم :

باور کنید من هم به اندازه شما در موفقیت خودمون برای اصلاح شک دارم اما بحث چیز دیگس البته درکش هم خیلی سادس من هرروز که به دانشگاه میرم قسمتی از شخصیتم رو از دست می دم چون مورد بی احترامی قرار میگیرم (نمی خوام وارد ریز مسائل بشم چون دیگه همه موارد بی احترامی رو می دونن) و چون معتقدم به اینکه جسم و روح آدم دقیقا به هم وابستند و حتی لطمه جسمی خیلی زود تر از لطمه روحی بهبود پیدا میکنه پس هر روز که از دانشگاه بر می گردم درست حس کسی رو دارم که یک عده تا حد مرگ کتکش زده باشند (خرد شدن شخصیت برای من بدتر از سیلی خوردنه) خب به نظر شما یه همچین کسی باید چیکار کنه؟ من میدونم شما میگید باید بیخیال شه! یا اگر حرف بزنه بیکاره یا ناشکره یا....

ولی حرف من اینه : مگه میشه آدمی که  کتکش زدن بی خیال شه؟

دوست من فقط چشماتو باز کن قرار نیست دیگه کسی بهت سیلی بزنه دوران این جور ظلم کردن گذشته (هرچند اینجوریش هم در دانشگاه بوده) امروز با تک تکه قوانین عجیب و غریبی که در دانشگاه ما هست ما داریم سیلی می خوریم پس به من حق بده تا نهایت تلاشم رو بکنم تا حداقل به ازای یک سیلی که ازشون می خورم یک تلنگور بهشون بزنم . تو هم با من غریبگی نکن.

+ نوشته شده در  86/08/13ساعت 20:11  توسط آرمان  | 

از زبان دکتر شریعتی

سلام

هر وقت کمی اعصابم از دانشگاه خرد میشه و دیگه حتی تحمل ندارم سر کلاس ها برم سری به کتاب ها و نوشته های دکتر شریعتی می زنم امروز هم که در همین حال بودم همین کار رو کردم اتفاقا به یه متنی برخورد کردم که انگار همین حالا نوشته شده . هرچند ممکنه شما تاحالا چند بار این متن رو خونده باشید ولی تکرارش خالی از لطف نیست:(راستی متن در مورد سالگرد ۱۶ آذره(سال ۵۴))

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

دكتر شریعتى‏

 

+ نوشته شده در  86/08/10ساعت 10:32  توسط آرمان  | 

سلام تارا!

به نام خدا

همونطورکه نویسنگان و خوانندگان محترم اطلاع دارند مدیریت قبلی وبلاگ جناب آقای مهاجرینی بنا به صلاحدید خودشون مدیریت وبلاگ رو واگذار کردند و حالا من به عنوان گرداننده جدید وبلاگ وظیفه خودم میدونم که  از زحمات ایشون در این مدت تشکر کنم و امیدوارم که بتونم امانتی رو که ایشون به من سپردن به خوبی حفظ کنم .

به هر صورت انشا الله در آینده شاهد تغییراتی در این وبلاگ خواهیم بود. و خدمت مخاطبین محترم این وبلاگ عرض می کنم که اهداف مدیریت جدید تا حد زیادی منطبق بر مدیریت قبلیه ولی راهکارها و طرز برخورد با مسائل متفاوت خواهد بود.

در اولین قدم از همه کسانی که تا به حال نویسنده این وبلاگ بودن و هنوز هم تمایل به ادامه همکاری دارند  و خواهش می کنم برای گرفتن نام کاربری جدیدشون برای من به آدرس Arman_taraonline@yahoo.com  میل بزنن و در اسرع وقت نام کاربری جدیدشون رو دریافت کنن.

 

+ نوشته شده در  86/08/09ساعت 16:31  توسط آرمان  | 

دزدی در سایت واحد آقایان

 

امروز از دوستان خبر جالبی شنیدم که شاید برای شما هم جالب باشد.در سایت واحد آقایان اینطور که گفته می شود دزدی اتفاق افتاده است.درسته در سایت دانشگاه قم دزدی شده است و مثل اینکه قطعاتی به سرقت رفته است.جالبه که حدود ۴ یا ۵ ماه پیش هم این اتفاق افتاده بوده.

به هر حال چند وقت پیش در مصاحبه ای که با مسئولین داشتیم گفته بودند سطح امنیت دانشگاه بالا رفته و دوربین در دانشگاه داریم اما مثل اینکه ...  .

به هرحال امیدواریم مراقب سایت واحد خواهران باشند تا این سایت را از دست ندهیم.

+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 17:31  توسط آرمان  |