فرياد
فرياد مي زنم،
من چهره ام گرفته!
من قايقم شكسته به خشكي!
مقصود من ز حرف هايم معلوم بر شماست ،
يك دست بي صداست ،
من ، دست من كمك ز دست شما مي كند طلب ،
فرياد من شكسته اگر در گلو ، وگر
فرياد من رسا ،
من از براي راه خلاص خود و شما ،
فرياد مي زنم ،
فرياد مي زنم!!!
